تبليغاتX
سردار شهید رضا دهمرده :: فرمانده دلاور گردان تکاور سید الشهدا قرارگاه عملیاتی مرصاد زاهدان
سردار شهید رضا دهمرده
فرمانده دلاور گردان تکاور سید الشهدا قرارگاه عملیاتی مرصاد زاهدان
دل نوشته 
امروز که در خیابان های شهرمان گذر میکنیم و به در و دیوار نگاه میکنیم همه جا را زرق و برق دنیا فرا گرفته اما به چشم من و همه خون دل خورده ها و رزمندگان دفاع مقدس، این زرق و برق فقط مات و سیاهی است و بس.

امروز چفیه دیگر خیلی خیلی غریب است و بجایش روسری های رنگارنگ و چند سانتی متری خود نمایی میکند و اگر چفیه به گردن داشته باشی به چشم یک بی فرهنگ...! نگاهت میکنند. و الان حکمت چفیه گردن آقا را میدانم که آهای مردم شهدا را ، جانبازان را ، آزادگان را و رزمندگان را از یاد نبرید. اما خیلی دیر شده چون شهدا در حال فراموشی هستند.

زمانی در میدان های اصلی شهر بوی اسفند و صلوات هر مشامی را نوازش میداد . مگر چه خبر بود؟ کاروان اعزام به جبهه داریم. چه بچه هایی... چه چهره های معصومانه ای... از همان نگاه اول رنگ شهادت را در سیمایشان میدیدی و چه مادرانی که با هزاران امید جگر گوشه اش را روانه جهاد میکردند. اما الان کاروان ماشین های آخرین سیستم و صدای جاز گوشخراش و بوی ادکلن های مشمئز کننده و جهنمی در میدان های اصلی شهر به مشم میرسد...

زمانی اگر در خیابان یک آدم لا ابالی مزاحم دختر و یا زنی میشد. خون جوانان بجوش می آمد و کسی پیدا میشد که حامی آن خانم باشد. اما امروز دیده ام که جوانان گروه گروه با خودروهای مدل به مدل اطراف نوامیس مردم میچرخند و ...

خدایا : ما را چه شده ؟ امام فرمودند که جنگ نعمت بود. و الان میفهمم که واقعا نعمت بود. عزیزان ما ایرانی هستیم و شیعه. در مقابل دنیا ایستادیم با خونمان... اما امروز آنچنان در حال عقب نشینی از خاکریزها هستیم که همه چیزمان را هم جا میگزاریم.

آهای بچه های جنگ : آهای بچه بسیجی ها : نگزاریم گرد و غبار  خاکریزهای جبهه از سر و رویمان پاک شود. اگر دیروز اخوی بودیم و امروز شدیم سردار... اگر دیروز حاجی بودیم و امروز آقای دکتر یا مهندس شدیم ، اما خون حسین(ع) که در رگهایمان جاریست پس نگزاریم انقلاب بدست نا اهلان و نامحرمان بیافتد. فقط یک یا علی

                                یا علی مدد

|+|
نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت 19:51
مبارک 
عید همه مبارک طاعات قبول

|+|
نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت 22:13
عید مبارک 
الهی : خلق تو شکر نعمت های تو کنند .

من شکر بودن تو کنم.  نعمت  بودن توست .

الهی  : (( و سماهم ربهم ))  تمام است . (( شرابا طهورا )) کدام است ؟

الهی  : دل آن داریم که مهمان دوست داریم.

اما دست آن نداریم که دوست را مهمان داریم .

عید سعید و فرخنده فطر بر همه مبارک. در این روز عزیز شهدا را فراموش نکنیم.

التماس دعا .

|+|
نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت 15:8
 
Image and video hosting by TinyPic