تبليغاتX
سردار شهید رضا دهمرده :: فرمانده دلاور گردان تکاور سید الشهدا قرارگاه عملیاتی مرصاد زاهدان
سردار شهید رضا دهمرده
فرمانده دلاور گردان تکاور سید الشهدا قرارگاه عملیاتی مرصاد زاهدان
شهیدان زنده اند 
انا لله و انا الیه راجعون

دوستان و عزیزان :

بار دیگر چهره کریه دشمنان زالو صفت این مرز و بوم نمایان شد و عده ای دیگر از بهترین فرزندان این مملکت را از ما گرفت. حادثه انفجار اتوبوس حامل جان برکفان سپاه پاسداران زاهدان دل هر مسلمانی را به درد آورد. باری این مزدوران جیره بگیر توانایی رویارویی مستقیم با پاسداران میهن را ندارند و برای همین ناغافل و بوسیله مقدار زیادی مواد منفجره خودروی حامل آنان را منفجر نمودند.

روی سخنم با عاملین این اقدام تروریستی است : شمایی که در طول ۸ سال جنگ با دشمن خود را در سوراخ هایتان قایم کردید و از ترس دشمن حاضر به فروختن ناموس خود شدید چطور شد که اکنون جرات پیدا کرده و از سوراخ هایتان بیرون آمده اید ؟ مگر در همین هشت سال جنگ بسیاری از برادران اهل سنت و بلوچ در کنار دیگران از وطن و ناموس خود دفاع نکردند ؟ پس شما آن زمان کجا بودید ؟ و اکنون که مملکت در معرض هجوم عملیات روانی آمریکا و دیگر دشمنان قرار گرفته .شما با آنان همراه و همنوا شده اید . شما دنبال چه چیزی هستید ؟ البته این واضح است . شما فقط پول میگیرید که آدم بکشید و حتی خودتان هم نمیدانید که چرا میجنگید . البته جنگ که نه ...!  چون جنگ یعنی نبرد رو در رو . اما شما که جرات روبرو شدن با پاسداران انقلاب را ندارید و برای همین مانند خفاشان در شب و در خلوت حمله میکنید.شنیده ام که از این جنایات خود سند افتخار میخواهید درست کنید ...! ولی این را بدانید که اگر سردار شهید شیبک ( که ناجوانمردانه بدست شما شهید شد ) در میدان مبارزه با شما روبرو میشد . حتی اجازه کوچکترین حرکت هم به شما نمیداد . همانگونه که شهید رضا دهمرده اینگونه بود و دهها نفر از شما را در کوهها و بیابان ها بدرک واصل نمود  و شما ناغافل او را به شهادت رساندید. مگر مردانگی به این است که دهها نفر را با بمب به شهادت برسانید و یا در پشت چراغ قرمز و یا ....

آیا به فرزند و کودکان خردسال این شهدا فکر کرده اید ؟ که امروز صبح یا در خواب ناز بودند و یا آماده رفتن به مدرسه و پس از آنکه پدرشان بوسه ای بر گونه های سرخ آنها نشاند و همه را بخدا سپرد و لباس مقدس سبز سپاه را بر تن و پوتین ها را به پا کرده و آماده خدمت به مملکت میشد  پس از چند لحظه در  چند متری خانه صدای انفجار مهیب بگوش میرسد و پدر در مقابل چشمان بهت زده همسر و فرزندان به تیکه های گوشت مبدل میشود و این آخرین دیدار آنها با پدر بود ...

خدا آنها را که از بدو تولد آمرزیده است . اما شما را نیامرزد که اینچنین به نامردی جواب زحمات رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را دادید .

به اطلاع همه خوانندگان عزیز میرساند که ساعت ۶.۳۰ دقیقه صبح امروز چهارشنبه ۲۵ بهمن در یک اقدام کور تروریستی اتوبوس حامل پاسداران نیروی زمینی سپاه زاهدان توسط گروهک تروریستی جندالله منفجر شد و در این حادثه ۱۸ نفر از آنان شهید و بیش از ۳۰ نفر مجروح شدند که البته یکنفر از آنان که در حال فیلمبرداری از عملیات ! بود توسط مردم دستگیر شد .

این فاجعه را به محضر آقا امام زمان (عج) و همه مردم شریف ایران تسلیت عرض نموده و از خداوند برای خانواده آنان صبر آرزومندم .  شهیدان زنده اند الله اکبر

|+|
نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 و ساعت 20:38
عاشورای زمان ما 
با سلام به همه عزیزان و وبلاگ نویس های محترم :

دوباره عاشورایی دیگر از راه رسید و درو دیوار شهرها رنگ عزا بخود گرفت ، هر محرمی که از راه میرسه برای من علاوه بر عزای امام حسین (ع) که مصیبت بار است ، غم دوری رضا رو هم چند برابر میکنه. آخه میدونید چند سال پیش بود که عده ای از اقوام و دوستان به پیشنهاد رضا دور هم جمع شدیم و قرار گذاشتیم که توی کوچه مون ( تمام اهل کوچه ما فامیل مون هستند ) یک هیت برای عزاداری امام حسین (ع) راه بندازیم . کار خیلی خوب شروع شد و استقبال اهل محل بی سابقه بود ! بهر حال تا ۳ سال که رضا پیشمون بود و قوت قلبی برای همه ، اما بعد از اون دیگه رضا آسمونی شد و همه ما رو تنها گذاشت. و الان فقط عکس بزرگی از رضا به دیوار هیئت مونده که به عزادارهای حسین (ع) خوش آمد میگه. همسر شهید رضا میگه : شبهای محرم بعد از اینکه مراسم تموم میشد تازه رضا می اومد خونه و قندهای مراسم رو خودش خورد میکرد و تا نزدیک صبح بیدار میموند و گریه میکرد. حتی بعضی از شبها با خستگی بسیار زیاد بهش از قرارگاه خبر میدادند که نیروهایش با اشرار درگیر شدند و رضا با تمام خستگی لباس میپوشید و میرفت تا در کنار نیروهایش باشه.

او عشق عجیبی به امام حسین (ع) داشت و از هر کس که برای تظاهر و ریا به هیئت کمک میکرد متنفر بود ( البته برای خوداقا همه عزاداراش عزیزند ) و همیشه میگفت که اینکار با دیگر کارها فرق داره و باید خیلی خالص و بی ریا باشیم.

و امروز ما ماندیم و اگر لایق باشیم بتوانیم راه و آرمانشان را ادامه بدهیم تا در آخرت شرمنده آنها نباشیم در زمان فعلی که مملکت امام زمان (عج) در معرض تهدید یزیدیان قرار گرفته بر همه ما واجب است که دست بیعت به مولایمان بدهیم و آماده دفاع از میهن باشیم . دوستان: این همه سال  فریاد زدیم که ایکاش در کربلا بودیم و حسین (ع) را یاری میکردیم ! خوب الان وقت آن رسیده تا ثابت کنیم ما یاران حسین (ع) هستیم و از لشکر یزید هر چقدر هم که زیاد باشند هراسی نداریم. پس همه بهوش و بگوش باشیم تا زمانش فرا رسد .

|+|
نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 و ساعت 17:3
 
Image and video hosting by TinyPic