تبليغاتX
سردار شهید رضا دهمرده :: فرمانده دلاور گردان تکاور سید الشهدا قرارگاه عملیاتی مرصاد زاهدان
سردار شهید رضا دهمرده
فرمانده دلاور گردان تکاور سید الشهدا قرارگاه عملیاتی مرصاد زاهدان
نظر خواهی 
دوستان عزیز :

خاطرات بسیار جالبی از رضا در دوران فرماندهی او در گردان سیدالشهدا موجود است و اگر دوستان و عزیزان تمایل دارند که این خاطرات را نقل کنم حتما در قسمت نظرات اعلام کنند . البته بنده در پستهای بعدی یکی از این خاطرات را خواهم نوشت اما ادامه آن بسته به نظر شما عزیزان دارد . التماس دعا

لازم بذکر است که این خاطرات مربوط به عملیاتهای او در مبارزه با اشرار است

|+|
نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:14
بسم رب الشهدا و الصدیقین 
با سلام به همه دوستان و عزیزان بخصوص همشهری های عزیز

مدتی است که دارم فکر میکنم که درباره چه موضوعی مطلب بنویسم که هم موضوعیت داشته باشه و هم موضوع جدیدی باشه . اما هر چی فکر کردم چیزی به ذهنم خطور نکرد البته یا موضوعیت نداشت یا تازگی ...! بهرحال داغ ترین موضوع چندین ماهه و یا چندین سال اخیر ،تاسوکی و اتفاقات پس از آن هست که به اتفاق همه سایتها و وبلاگهای سیستانی درباره آن مطالب متفاوتی نوشتند و حتی بعضی ها هم در حال نوشتن آن هستند.

اما چه اقداماتی در این خصوص انجام گرفت و نتایج اقدامات مسئولین امر چه بود ؟ فکر میکنم اکثر عزیزان با من موافق باشند که از روز اول تا به الان فقط کم کاری و کم کاری از جانب مسئولین و بهترین گواه بنده هم بایکوت شدید خبرها و وقایع مربوطه میباشد که نمونه بارز آن هم فیلترینگ وب سایتها و وبلاگهای سیستانی میباشد که در خصوص تاسوکی و دیگر اتفاقات مطلب نوشتند. من به هیچ عنوان کاری به نتیجه اقدامات انجام شده ندارم ( نه اینکه بی تفاوت باشم ) بلکه فایده ای تا امروز نداشته و در گوش مسئولین ما پنبه های اعلا جا داده اند ... !

من امروز میخواهم از مظلومیت سیستانی ها بنویسم : فرقی نمیکند که در چه مسئولیتی باشی ، چه مدرک تحصیلی داشته باشی ، در حال حاضر در کجای دنیا زندگی میکنی و ... فقط کافیست که سیستانی باشی تا بطور طبیعی از زاویه دید مسئولین دور بمانی و دیده نشوی یا بقول بعضی ها عددی حساب نشوی .

همه ما میدانیم که سیستانیها سالیان سال در همین منطقه سیستان ساکن بوده اند و اتفاقا وفادارترین انسانها به حکومت بودند البته در مقابل ظلم ستمگران هیچ وقت کوتاه نیامدند. و در همان سیستان از برادران بلوچ خود میهمان نوازی کردند و هنوز هم که میبینید تعداد زیادی از این عزیزان ساکن سیستان هستند آن هم چندین نسل ... اما اخیرا" در گوشه کنار زمزمه هایی شنیده میشود که : نصرت آباد سنجرانی ( زابل ) متعلق به بلوچستان بوده و این سیستانیها بودند که از افغانستان ! به آن منطقه مهاجرت کرده و آنجا را به اشغال خود در آوردند. و بعد از آن دزدآب (زاهدان ) و الان هم در صدد اشغال بلوچستان هستند. یکی نیست که به اینها بگوید که به فرض محال حرف شما درست باشد مگر در زمان قدیم بخشهایی از افغانستان جزو ایران نبود ؟ آیا در زمان جنگ تحمیلی همین جوانان سیستانی نبودند که کار و کسب و درس را رها کرده و جانانه از میهن دفاع کردند؟ خوب است نیم نگاهی به گلزار شهدای یکی از روستاهای سیستان داشته باشیم و مقایسه ای با بزرگترین شهر بلوچستان بکنیم ؟ البته من قصد ندارم که خدمات اهل سنت و برادران بلوچ را زیر سئوال ببرم اما حقیقت را باید گفت. اگر در جایی به حقوق اهل سنت بی احترامی میشود آیا سیستانیها عامل آن هستند ؟ اگر چند جوان بلوچ در خیابان کشته میشوند آیا سیستانیها مسبب هستند ؟ که یک فرد جانی مثل عبدالمالک در مسیر زابل ( تاسوکی ) جوانان را با دست بسته شهید کند و بگوید که چون مردم بیگناه ما کشته شدند پس من هم همین کار  را میکنم.. ! مگر عبدالمالک نماینده بلوچستان هست ؟ تا اینجای کار بماند . با اینهمه خدماتی که مردم سیستان به مملکت انجام دادند و با همه محرومیت ها ساختند آیا حقشان این است که هیچ ارگانی تقاص خونهای به ناحق ریخته شده را از جانیان نگیرد ؟ و آنان در کمال آسایش زندگی کنند .این همه سال که در منطقه سیستان خشکسالی بود آیا کوچکترین صدایی از مردم در اعتراض به وضع معیشتی که کمترین حقشان است شنیده شد ؟ مردم با خشکسالی ، بی آبی ، طوفان شن ، کمبود مواد غذایی ، بیکاری و . . . ساختند و کنار آمدند و هیچ مسئولی چه میانه رو چه اصلاح طلب و چه حکومت فعلی حتی در رنج و مصیبت شان همدردی نکردند چه برسد به حل مشکلات ..! اما امنیت که حقشان است و میتوانند آنرا از حکومت طلب بکنند ولی در عین مظلومیت صدای ضعیف مردم را در نطفه خفه میکنند که شما فقط باید به ما وفادار باشید ولی ما نباید در قبال شما تعهدی بسپاریم. بعد از چند سال که استاندار رنج آشنا بر استان منصوب شد و مردم خوشحال که بالاخره مردی از جنس خودشان آمده تا حداقل حرفهایشان را بشنود. اما با چنان زیرکی خاصی درصدد تخریب این چهره آشنای مردم هستند که انگار عامل تمام این اتفاقات همین استاندار هست و بس و با عزل او تمام مشکلات حل میشود. نماینده منتخب مردم ( دکتر شهریاری ) که تنها صدای رسای مردم استان در مجلس هست را چنان تهدید کردند که او هم دیگر به سکوت روی آورد. برای نمایندگان استان افت دارد و جای خجالت است که نماینده تبریز از حقشان دفاع کند و وزیر را برای طرح سوال به مجلس بکشاند و آنان ناظر باشند تازه او هم که استاندار را زیر سوال میبرد و خواستار پرورش شتر مرغ میشود.

دوستان و عزیزان : من حرف دلم را نوشتم و اگر از نظر انشایی مشکل دارد ببخشید چون حرف دل ترتیب و ترکیب ندارد. اما کمی فکر کنیم سیستانی اگر استاندار باشد مظلوم است. اگر نماینده مجلس باشد مظلوم است و هر چه باشد فقط و فقط مظلومیت آنها به چشم می آید نه چیز دیگری. از همین جا خواهش میکنم که همه دوستانی که وبلاگ دارند سعی کنند که خسته نشوند و ادامه دهند تا بالاخره صدای مظلومیت ما به گوش شنونده ای برسد . چند روزی هست که میبینم تعدادی از وبلاگها فیلتر شده و برای بقیه هم روحیه ای نمانده که ادامه بدهند و آنها هم در حال عقب نشینی هستند. اما از همه عاجزانه درخواست میکنم که تا توان دارند بنویسند و فعال باشند.

شهید رضا دهمرده که وبلاگ من به اسم مطهر او مزین است یکی دیگر از مفاخر مظلوم سیستان است او کسی هست که آنقدر مدیریت و شهامت داشت که در جوانی مورد اعتماد فرماندهان ارشد نیروی انتظامی قرار گرفت و با درجه سروانی موفق به خدمت در جایگاه سرهنگی شد و تمام فرماندهان گردانهای عملیاتی قرارگاه مرصاد سرهنگ با بیش از بیست سال سابقه خدمت بودند و تنها کسی که با سابقه کم و درجه سروانی به فرماندهی رسید او بود و به قول  فرمانده نیروی انتظامی استان : در اکثر ماموریتهای حساس و مهم از او استفاده میکردند که مهمترین آنها عملیات آزاد سازی گروگان های توریست پرتغالی در نصرت آباد بود که بدون اینکه از بینی گروگان ها خون بیاید و هلاکت تمام اشرار  آنها را ازاد کرد و خیلی رشادتهای دیگر . او کسی بود که دو سال از ترفیع درجه اش میگذشت اما برای گرفتن درجه اقدام نکرد و بالاخره درجه اش پس از شهادتش ابلاغ شد. و اگر از زندگی او فیلم بسازند به نظر من دیدنی ترین فیلم سال میشود. اما او در کمال رشادت و مظلومیت به شهادت رسید و تنها چیزی که از او باقی ماند عکس بزرگش در بلوار شهید مطهری زاهدان بود و بس و برای دوستان و آشنایان خاطره دلاوریهایش تا ابد در دلها باقیست . او نمونه بارز یک سیستانی وفادار و در عین حال مظلوم بود و هست

|+|
نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:5
بنام خدا 
سلام و درو د به همه دوستان و عزیزان : قبل از هر چیز بابت تاخیر بیش از حد خودم عذر میخواهم و از همه برادران و عزیزانی که در این مدت به بنده سر زدند و نظر دادند سپاسگزار و ممنونم . انشاالله سعی خواهم کرد که در اولین فرصت جواب این همه لطف دوستان را بدهم .

در ایام تعطیلات یک مسافرت درست و حسابی رفتم و بقول یکی از دوستان : ایرانگردی کردم و از شهرهای شمالی گرفته تا شمال شرق و .. که بهترین خاطره سفر من مربوط به زیارت امام رضا (ع) در مشهد و زیارت حضرت معصومه (س) در قم بود که واقعا پس از یک سال کار و تلاش و خستگی ، این سفر حسابی روحیه به من داد تا در طول یکسال پیش رو با توانی بهتر در خدمت مردم عزیزم باشم .

انشاالله در پست بعدی روی یکی از موضوعات جاری مطلب خواهم نوشت . التماس دعا و شهدا را فراموش نکنیم .

|+|
نوشته شده توسط مهدی در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:57
 
Image and video hosting by TinyPic